چنانكه احتمالش ميرفت، هيئتهاي اجرايي اكثريت قريب به اتفاق كانديداهاي اصلاحطلب را از دم تيغ گذراندند و روي شوراي نگهبان را سفيد و زحمتش را كم كردند. تعداد زيادي از نمايندگان فعلي مجلس نيز كه در رسوايي تاريخي انتخابات مجلس هفتم جان سالم بدر برده بودند، در اين انتخابات رد صلاحيت شدند و روشن شد كه براي جناح حاكم، تندرو و ميانه و كندرو تفاوتي نميكند و نفس اصلاحطلب بودن ذنب لايغفر است.
اگر امثال شيخ قدرت عليخاني در مجلس هفتم تأييد ميشوند، بدان سبب است كه لايهٔ ضخيمي از بچههاي منتسب به جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين در خط مقدم، با جناح حاكم دست به گريبان بودند و نمايندگان منتقد فراكسيون مشاركت و يا بي سر و صداتر، توانستند به بركت فدا شدن آنها تأييد شده، راهي مجلس شوند. اما امروز كه ديگر چنان پيشمرگاني در ميان نمايندگان مجلس نيست، خود اينان در ديد و تيررس قرار گرفتهاند و شتر رد صلاحيت، اين بار، بر در خانه خودشان نشسته است.
هيئتهاي اجرايي منصوب از طرف نظاميان راهيافته به دولت، چنان سنگ تمام گذاشتهاند كه شوراي نگهبان و هيئتهاي نظارت، كه تا ديروز آماج انتقاد و اعتراض اصلاحطلبان بودند، امروز چيزي نمانده كه فرشتهٔ نجات مردمسالاري خوانده شوند و ضامن انتخابات آزاد. بازي بامزه و در عين حال، هوشمندانهاي است. چه راهي بهتر از اين براي تطهير چهرهٔ شوراي نگهبان؟ نهادي كه سالهاست پرچمدار قلع و قمع مخالفان بوده و تمام رسواييها و بدو بيراهها را به جان خريده است، امروز به بركت حضور دولت مهرورز، نفس راحتي ميكشد و در چهرهٔ دايهاي مهربانتر از مادر، بر سر اصلاحطلبان منت گذاشته، شماري از رد صلاحيتشدگان را تأييد كرده، نشان افتخار تضمين انتخابات سالم و رقابتي را بر سينه ميزند. در آخر بازي هم به رغم آنكه هزاران نفر "مسئلهدار" از ميدان اخراج شدهاند، شوراي نگهبان هزينهاي متحمل نشده هيچ، تكريم و تجليل نيز خواهد شد.
اين تحليل به شرطي درست است كه همين حد از پيچيدگي و مئالانديشي را در رفتار جناح حاكم انتظار داشته باشيم. و گرنه، اگر شوراي نگهبان نيز به اين رد صلاحيتها صحه بگذارد و يا براي آنكه از قافله عقب نماند، همين تك و توك باقي مانده از اصلاحطلبان را نيز از زمين بازي بيرون اندازد، ديگر يا بايد كارآمدي سياستورزي "انتخاباتمحور" را براي اصلاحطلبان پايانيافته دانست و يا دربارهٔٔ پيشنهاد "بيشرمانهٔ" نظارت بينالمللي بر انتخابات بيشتر تأمل كرد.
