|
شکسته فریاد
به یاد پدر معنوی جنبش سبز ایران، قالب این وبلاگ به مدت یک هفته تغییر می کند
آخرین مطالب ارسالی
[97] منتظری، نمادی از کاملاً انسان بودن [96] عاشورا بر بستر سیاهی، سرخی و سبزی [95] یادداشت هایی پراکنده از کتاب «مکتب در فرایند تکامل» [94] آیا می توان از نظام حقوقی عاشقانه سخن گفت؟ [93] یک هفته با عشق [92] تصمیم هایی نو برای آینده ی خودم [91] بیانهی سیزدهم موسوی، فراخوانی برای بودن [90] انتشار یک نظرسنجی مخدوش در خبرگزاری فارس [89] شکست یک تابو به دست احمدی نژاد [88] اگرهای بی فرجام! [87] دادگاهي بر بنياد «اعتماد»! [86] بیم هایی در پی روزنه های امید [85] امام زدایی انقلابی! [84] شیرفهم شد؟! [83] خطبه ای در ارتفاع [82] هاشمی در برابر دوگانه ی بودن یا نبودن [81] نسبت جغرافیا با بهای خون مسلمان! [80] بی عنوان [79] سخنان مهم میرحسین در جمع اساتید دانشگاه [78] بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي (مدظله العالي) در ارتباط با مسائل جاري کشور [77] مرثیه [76] دو تفأل به خاجه شیراز [75] گوشه ای از واقعیت های اقتصادی در دولت نهم [74] دم خروس [73] بیانیهی ستاد دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (شاخهی فارس) [72] به موسوی رأی می دهم چون ... [71] سماجت در شأن شیخ نیست! [70] الخاتمیة [69] نمایشگاه ضد جاسوسی اطلاعات [68] احمدی نژاد و فقر ادبیات سیاسی |
منوی اصلی
صفحهی نخست
ارتباط با ما تمامی مطالب وبلاگ آیتالله العظمی منتظری پایگاه خبری تحلیلی سایتک مراسم خاکپساری آیتالله منتظری دوستان
_ گزارشی تکان دهنده از دادگاه های استالین
_ کتاب «دروغ های کیهان» _ گزارش تفصیلی تخلفات انتخابات ریاست جمهوری _ مباحثه ای جالب میان میر حسین موسوی و آیت الله خامنه ای در مجلس خبرگان قانون اساسی پایگاه خبری تحلیلی سایتک همکاران
جنبش راه سبز
خیابان سمیه، پلاک 180 (خبررسانی درباره بازداشت شدگان جبهه مشارکت) کمپین آزادی برادران مجاهدین انقلاب همسرم آيت الله منتظري وبلاگی برای آزادی رمضان زاده وبلاگی برای آزادی زیدآبادی غریو (ادبیات جنبش سبز) شهدای جنبش سبز فرید مدرسی احمد قابل حسين فراستخواه غلامرضا كاشي لطف الله میثمی سیبستان نگاه نو فرشته قاضی اکبر منتجبی قم امروز ملکوت سعید حنایی کاشانی روزنوشت یک دبیر خبر امین بزرگیان حامد عبداللهی رد یار مسيح علي نژاد كنج غروب فؤاد صادقي سيدمهدي شجاعي اميد خرم ميزان نيوز سيد محمد عاملي زهرا بيگدلي هادي كحال زاده پايگاه عكس خبري ايران سيد سراج الدين ميردامادي سايت فارسي خبرگزاري فرانسه احمد پورنجاتي گفتمان اصلاحات اکبر اعلمی محمد صبوری دكتر حبيب الله پيمان محمدصادق ضیغمی سعید آگنجی حسین قاضیان داوود ابراهیمی محمدصادق دهقان اکبر گنجی راز (پویان و سیما) گفت و گو محمد عثمانی مژگان جعفریان شهاب مباشری خرده داستان علی فتوتی محمد نوری زاد (کیهان نویس سابق) تورجان (طلبه ای از حوزه ی علمیه ی قم) سارا شریعتی عماد بهاور قالب ساز هادی بیات زنجانی ميثم اماني آتشگه ترجمان (حواد ماهر) علی طهماسبی رادیو زمانه فرزاد صدری علی اکرمی شب تار محمد حیدری سمیه توحیدلو حسن یونسی نگاه آزاد (اقتصادی) صابر عباسیان حمید عظیمی (پسرعمه عزیز) دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن سعیده کردی نژاد غلامعلی رجایی ژیلا بنی یعقوب روزنامه ندای سبز سیدمصطفی خاتمی (از هر نسبتی با اون خاتمی مبرا است) پرچین خیال پایگاه خبری تحلیلی سایتک امکانات
|
دیروز طبق روال همیشهام، سری به خبرگزاری فارس زدم تا از آخرین تحولات «اون ور» مطلع بشوم. دیدم خبری از قول خبرگزاری فرانسه نوشته است که یک مؤسسهی معتبر بین المللی به نام WorldPublicOpinion در آخرین نظرسنجیاش به این نتیجه رسیده است که ۸۳ درصد ایرانیان، به نتايج انتخابات اخیر رياست جمهوري ايران اعتماد دارند. کنجکاو شدم اصل خبر را در خبرگزاری فرانسه پیدا کنم. هرچه گشتم نبود. البته زبان انگلیسی من تعریفی ندارد و احتمال دادم بوده ولی من پیدایش نکردهام. این بود که نام خود مؤسسه را سرچ کردم تا ببینیم سایتی، وبلاگی دارد یا نه. بعد از چند بار کلیدواژه دادن و سرچ کردن، بالاخره جناب گوگل سایت این مؤسسه را پیدا کرد و دیدم درست است؛ یک نظرسنجی با این مضمون انجام دادهاند. با همان فهم شکسته بسته انگلیسیام شروع کردم به خواندن متن گزارش این نظرسنجی. نظرسنجی در اصل مربوط به نگرش ایرانیان در مورد رابطهی کشورشان با آمریکا و تصورشان از صداقت اوباما بود که در بخشی از آن در مورد انتخابات ایران هم سؤال شده بود. شیوهی نظرسنجی هم این طور بوده که یک فرد فارسی زبان از خارج از کشور به حدود هزار و سیصد خانه در ایران تلفن کرده و سؤالات خود را پرسیده است. همین اطلاعات کافی بود که مطمئن شوم به نتایج نظرسنجی نمی شود اعتنا کرد. با این فضایی که در ایران وجود دارد، اگر کسی از خارج از کشور به خانهی ما هم زنگ بزند و بپرسد آیا شما احمدی نژاد را رئیس جمهور قانونی خود میدانید یا نه، چنان جرأتی در خود سراغ ندارم که بگویم نه، چه برسد به مردم عادی! به هر حال، آن قسمت از گزارش را که مربوط به این موضوع بود، به دقت چند بار خواندم و دیدم آن بیچارهها خودشان هم اعتراف کردهاند که نتایج نظرسنجی در بخشی که مربوط به اعلام نظر در مورد کاندیداهای ریاست جمهوری است، قابل اتکا نیست، چون این مؤسسه دریافته که «تعداد بسیار زیادی» از پاسخدهندگان ایرانی علاقهای به اظهار نظر در این موضوع نشان نمیدهند. یافتههای نظرسنجی هم نشان میداد که فاصلهی واقعیت با آنچه در این گزارش آمده، بسیار زیاد است. مثلاً ۸۷ درصد پاسخ دهندگان گفته بودند که در انتخابات شرکت کردهاند، در حالی که آمار رسمی وزارت کشور مشارکت را ۸۵ درصد نشان میدهد. یا فقط ۵۵ درصد آنان گفته بودند که به احمدی نژاد رأی دادهاند در حالی که آمار رسمی ۶۴ درصد است. یافتهها در مورد موسوی جالبتر بود، چون فقط ۱۴ درصد گفته بودند به موسوی رأی دادهاند درحالی که آمار رسمی این میزان را ۳۳ درصد نشان میدهد. در این میان، ۲۶ درصد هم از جواب دادن امتناع کرده بودند. این رقمها چنان دور از واقع است که گویا خبرگزاری فارس (یا خبرگزاری فرانسه) مصلحت ندیدهاند به آنها اشاره کنند و فقط همان جملهی اول این بخش را آوردهاند که میگوید ۸۳ درصد ایرانیان به نتایج انتخابات اعتماد دارند. البته یکی از این دو خبرگزاری در همین آمار نیز کمی دستکاری کرده است، چون رقمی که در متن اصلی گزارش آمده، ۸۱ درصد است نه ۸۳ درصد. اما جالبترین نکته همین بود که خود مؤسسهی نظرسنجیکننده احتمال داده که این درصدها با واقعیت سازگار نباشد و تصریح کرده که نمیتوان واقعیت موجود را با این آمار تخمین زد. حال من نمیدانم خبرگزاری فارس یا فرانسه با چه انگیزهای یک نظرسنجی مخدوش را بدون ذکر این نکته در لیست اخبار خود قرار دادهاند. انشاء الله که قصدشان فریب افکار عمومی نبوده است! در کنار همهی تلخیهایی که در روزهای بعد از انتخابات بر کامم نشسته است، نمیتوانم خوشحالی خود از شکسته شدن یکی از تابوهای بیاساس تاریخ جمهوری اسلامی ابراز نکنم. در زمانهای که دولتهای عراق و افغانستان نیز به توانمندی زنان در عرصههای مدیریتی گردن نهاده و در کابینههای خود از وجود آنها بهره جستهاند، یک رسم نانوشته و دور از عقل و منطق در کشور ما باب شده بود که زنان نباید وزیر بشوند. معلوم نیست این ممنوعیت نانوشته را برخی از متون دینی استخراج کرده بودند یا سیطرهی نگاه مردسالارانه در تار و پود حاکمیت بود که چنین اقتضا میکرد. من با مطالعات محدودی که در متون اسلامی دارم، بعید میدانم چنین نگاهی برآمده از اسلام باشد. در قرآن کریم که پایهی اعتقادات و احکام دین ماست، حتی یک آیه نمیتوان یافت که زنان را از تصدی مدیریت و راهبری بخشهای گوناگون جامعه منع کرده باشد؛ بلکه برعکس میتوان نشانههایی یافت که قرآن بر توانمندی مدیریتی زنان صحه میگذارد. تمجید از ملکهی سبا نمونهای از این تأییدات قرآنی بر مدیریت زنان است که در آیات بیست تا چهل و چهارم سورهی نمل مطرح شده است. آنچه برخی از روحانیان و متدینان را به مخالفت با مدیریت زنان میکشاند، برخی روایات محدود وارد شده در متون حدیثی است که غالب آنها به لحاظ سند یا دلالت قابل اعتنا نیستند و اگر هم باشند، با توجه به میزان رشد و آگاهی زنان زمان ائمه و نقشهایی که به صورت طبیعی در جامعه عهدهدار شده بودند، ناظر به همان دوران است و تعمیم آنها به دوران حاضر، دلیل محکمی ندارد. البته کند و کاوهای فقهی در این مسئله وظیفهی فقهای بزرگوار است و از آنجا که فقه شیعه همیشه به پویایی و سازگاریاش با تحولات زمان بالیده است، توقع میرود حضرات تقیه و سکوت را در این باره کنار بگذارند و بدون ملاحظهی خوشایند و بدآیند این و آن، دامن اسلام را از تعارض با دانش و خرد پاک نمایند. البته من گمان نمیکنم هیچ کدام از رؤسای دولتهای بعد از انقلاب، به لحاظ عقیدتی مخالف وزارت زنان باشند. تیپ فکری همهی آنها از مرحوم مهندس بازرگان گرفته تا سید محمد خاتمی به گونهای بوده است که مخالفت با مدیریت بانوان در آن جای ندارد. اما اینکه چرا این گره نه در دولتهای روشنفکرمآب، بلکه در رادیکالترین دولت اصولگرای تاریخ این نظام گشوده میشود، خود از پیچیدگیهای طنزآمیز ساختار قدرت در جمهوری اسلامی حکایت دارد. هیچکدام از رؤسای دولتهای گذشته، نه شجاعت این اقدام را داشتند و نه مانند رئیس دولت نهم از پشتوانهی حمایتی کانونهای مهم قدرت برخوردار بودند. اما احمدینژاد با اتکا به جسارت شخصی و تکیهگاههای مطمئنی که در نظام دارد، این تابوی تاریخی را شکست و خواسته یا ناخواسته، یکی از آرزوهای دیرینهی جریان روشنفکری ایران را تحقق بخشید. فقط ای کاش این همه حرف و حدیث در اساس مشروعیت دولت او نبود تا پژواک حمایتآمیز اقدام خود را در میان خیل زنان و روشنفکران و تحولخواهان به تماشا بنشیند. |