تبليغاتX
شکسته فریاد

میرحسین موسوی و مهدی کروبی هرکدام دارای امتیازات برجسته­ای هستند که انتخاب و ترجیح یکی از میان آن دو برای فعالان اصلاح­طلب، به حق دشوار است. به همین سبب، به رغم حمایت اکثریت قریب به اتفاق احزاب اصلاح­طلب از میرحسین موسوی، بسیاری از تک چهره­های محبوب و هزینه­داده بر گرد کروبی حلقه زده­اند و انصافاً ویترین دلربایی را برای ستاد انتخاباتی او شکل داده­اند. حضور چهره­هایی چون کرباسچی، نجفی، باقی، قوچانی، ابطحی، مهاجرانی، جمیله کدیور و عبدی در ستاد کروبی هر کنش­گر اصلاح­طلبی را به ویژه اگر جوان­تر باشد، وسوسه می­کند که درباره­ی حمایت از کروبی و پیوستن به ستادهای انتخاباتی او جدی­تر بیاندیشد. اما من به عنوان نیروی جوانی که سابقه­ی فعالیت جدی سیاسی­ام به حدود 12 سال می­رسد، معتقدم آن چهره­های محترم که تک تکشان برای من عزیز و دوست­داشتنی­اند، در حمایت از جناب کروبی و یا بهتر بگویم عدم حمایت از میرحسین اشتباه کرده­اند و باید آنها را قانع کرد که تا فرصت باقی است و بیش از این به انسجام اصلاح­طلبان خدشه وارد نشده است، هم خود به یاری میرحسین بشتابند و هم آقای کروبی را مجاب به کناره­گیری کنند.

من دلایل برتری میر حسین و «برکات او برای اصلاح­طلبان» را پیش از این و حتی قبل از اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی نوشته­ام و بر خودم می­بالم که خاتمی عزیز نیز دقیقاً با همان تحلیل و با اتکا به همان دلایل، آن انصراف پرشکوه به یاد ماندنی را به نمایش گذاشت. اکنون نوبت کروبی است که نام خود را بر تارک جریان اصلاح­طلبی این مرز و بوم جاودان کند و با ایثاری بزرگ، به خرد جمعی اصلاح­طلبان و مذاق عمومی آنان که بارها از طریق نظرسنجی و استمزاج­های متعدد آشکار شده است، تن دهد. کروبی شیخ اصلاحات است و سماجت در شأن شیخ نیست!

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 6:32 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin