جنبش دانشجویی از جنبشهای اجتماعی فعال در یکی دو سدهی اخیر بوده است. جنبش اجتماعی از دید جامعهشناسان كوششي هماهنگ و مستمر است كه توسط يك گروه اجتماعي براي رسيدن به هدف مشترك اعمال ميشود (گیدنز، ص671). این كوشش میتواند ناظر بر تغيير، حفظ، جايگزينی و يا انهدام يك پدیده یا نهاد اجتماعي باشد.
بسته به این که کدام یک از اقشار یا صنوف اجتماعی بدنهی جنبش را تشکیل میدهند و یا مطالبات یا دغدغههای چه قشر و گروهی باعث ایجاد جنبش شده است، عنوان و نام هر جنبش معین میگردد؛ بر این اساس، نام جنبشی را «جنبش زنان»، نام جنبش دیگر را «جنبش سیاهان»، و نام جنبشی را «جنبش دانشجویی» نهادهاند.
یکی از جامعهشناسان معروف، به نام نیل اسملسر، شش شرط را در پیدایش جنبشهای اجتماعی لازم میداند:
ادامه مطلب
شایعهی ورود میر حسین موسوی به عرصهی انتخابات ریاست جمهوری آینده، موج جدیدی از تأیید و تکذیب و تحلیل را در روزهای اخیر برانگیخته است. فضای مطبوعاتی کشور بار اول نیست که با «موج میرحسین» رو به رو میشود. در دوازده سیزده سال گذشته، همواره چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، سخن از آمدن یا نیامدن موسوی نقل محافل میشود و این ماجرای مهیج، در نهایت، با اطلاعیهای از سوی وی که حاوی تقدیر و تشکر از دعوتکنندگان و عذرخواهی بابت حضور در انتخابات است، به پایان میرسد؛ جالب اینکه هیچگاه دلایل اجتناب ایشان از نامزدی آشکار نمیگردد و صرفاً در اینباره برخی حدسیات و شایعات، چند ماه بعد، در رسانههای غیر رسمی یا دهان به دهان نقل میشود. مثلاًَ در انتخابات سال 76، پس از آنکه مقامی بلندپایه از تهران راهی قم شد و در جلسهی جامعه مدرسین حوزهی علمیهی قم به دوستان همتشکلیاش هشدار داد: «خطر از جانب سید است»، خبر رسید که «میر حسین موسوی انصراف قطعی خود را از انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد».
در انتخابات سال 84 نیز به رغم اینکه خاتمی دیگر امکان کاندیداتوری نداشت و اصلاحطلبان ملتمسانه و مشاتاقانه در پی متقاعد کردن میر حسین بودند، پس از ماهها دعوت و استدلال و استدعا و حتی تلاش مشهود یکی از خبرگزاریهای مطرح کشور برای انتقال «موج میر حسین» به افکار عمومی، باز وی دست رد به سینهی خواهشها گذاشت و بعدها در محافل شنیده شد که او دو پیششرط برای ورود به انتخابات داشت که چون هیچ کدام برآورده نشد، آمدن را به مصلحت ندانست.
اما این بار ظاهراً قضیه اندکی متفاوت است. اگر در چند انتخابات گذشته، این اطرافیان و حامیان و دوستان میرحسین بودند که برای متقاعد کردن او در تکاپو و جنب و جوش بودند، این بار از جانب خود میرحسین حرکتهای ظریفی دیده میشود که میتوان آنها را پالسهایی برای آمدن معنا کرد.
ایراد یکی دو سخنرانی با بازتاب گستردهی خبری در سال گذشته، چند نوبت دیدار غیر علنی با دانشجویان، برپایی نمایشگاه آثار و شرکت در چند برنامهی فرهنگی و هنری، سفر به قم و دیدار با چند تن از مراجع در چند ماه گذشته، و خبری که اخیراً سایت «یاری» از دیدار جمعی از دانشجویان با ایشان منتشر کرد، همه حاکی از این است که گویا این بار مهندس تحلیل دیگری از فضای کشور دارد و مثل دفعات قبل، تصمیمش از پیش روشن نیست.
حال پرسش این است که ورود احتمالی میر حسین به صحنهی انتخابات ریاست جمهوری چه تأثیری در آرایش نیروهای سیاسی کشور خواهد داشت و واکنشهای احتمالی جریانهای سیاسی به این حضور چه خواهد بود.
به گمان این قلم، نامزدی میر حسین برای هر دو جناح اصلی کشور، به ویژه اصلاحطلبان، گشایشهایی در پی خواهد داشت که به شماری از آنها اشاره میشود:
1. با نامزدی میر حسین، دوگانهی خاتمی _ کروبی به صورت آبرومندانهای به پایان میرسد و چون اطرافیان هردو نفر، به میرحسین موسوی تعلق خاطر ویژه دارند، میتوانند زیر چتر نام او، اتحاد گذشتهی خود را بازیابند؛
2. با توجه به اینکه امکان رد صلاحیت میر حسین وجود ندارد، اصلاحطلبان میتوانند با خیال آسوده، دغدغههای خود را معطوف به معرفی و تبلیغ برنامههای او کنند و از بابت رد صلاحیت کاندیدایشان نگرانی نداشته باشند؛
3. قاطبهی ملت ایران، به ویژه آنها که بالای سی سال دارند، خاطرهی خوشی از مدیریت میرحسین موسوی در دوران جنگ دارند و متقاعد ساختن آنها برای رأی دادن به میر حسین زحمت زیادی برای اصلاح طلبان ندارد؛
4. حمایتهای بیدریغ امام (ره) از میرحسین و ضربهای که جناح راست از ماجرای 99 نفر خورده است، از یک سو موجب گرایش قشرهایی از بدنهی اصولگرایان به میر حسین خواهد شد و از سوی دیگر، امکان نقد بیرحمانه و احیاناً تخریب او را از ایشان سلب خواهد کرد؛
5. از آنجا که میرحسین موسوی قریب به بیست سال سکوت اختیار کرده و هیچ مدیریت اجرایی یا فعالیت سیاسیای را نپذیرفته است، کسی نمیتواند هیچ انگ و لکهای به او منتسب کند و جدالها و منازعات تاریخی یک جریان سیاسی با میر حسین نیز امروز به دلیل بلاموضوع شدن محتوای آنها و تغییر آرایشهای سیاسی کاربردی نخواهد داشت. بنابراین اصلاحطلبان لازم نیست هیچ نیرویی را صرف پاسخگویی به هجمهها و حملهها کنند و میتوانند با اتخاذ رویکردی فعالانه و اثباتی، ستادهای انتخاباتی میر حسین را هدایت کنند.
6. میرحسین موسوی، هرچند با گفتمان توسعه و آزادی مخالف نیست، اما به نظر میرسد هنوز در چارچوب گفتمان عدالت سخن میگوید. تفاوت عدالتگرایی میر حسین با عدالتگرایی دولت فعلی در اینجاست که کارنامهی اولی در ذهن قاطبهی مردم ایران، مطلوب و مطبوع بود، اما کارنامهی دومی را دست کم قشر معتنابهی از مردم ایران مقبول ارزیابی نمیکنند.
بسیاری از قائلان به سوسیالیسم مذهبی نیز نسخهی اصل این اندیشه را میرحسین میدانند که به علت غیبت وی، کسان دیگری توانستهاند آن گفتمان را به نفع خود مصادره کنند. بنابراین ورود میرحسین به عرصهی انتخابات، از یک سو این اتهام را که اصلاح طلبان به مسئلهی عدالت بیاعتنا هستند و آن را زیر پای توسعه ذبح میکنند، مرتفع میگرداند و از سوی دیگر، اصلاحطلبان نیز میتوانند اطمینان داشته باشند، گفتمان عدالتگرای میرحسین، منافاتی با آزادیهای اساسی و حقوق شهروندی ندارد و با ریاست جمهوری میرحسین میتوان هر دو آرمان را در کنار هم پیش برد.
7. از آنجا که میر حسین در نظر تمام طرفداران انقلاب و نظام، چهرهای ارزشی و معتدل به شمار میآید، به نظر میرسد زمینهی پذیرش او به عنوان رییس جمهور، در سطوح بالای نظام نیز مساعدتر باشد و دغدغههایی که (البته به نادرست) دربارهی تضعیف ارزشها در صورت پیروزی سید محمد خاتمی در ذهن آنها وجود دارد، در برابر میر حسین به حداقل میرسد. این مسئله در مواضع چند هفتهی اخیر اصولگرایان در استقبال از حضور میر حسین و حتی القای اختلاف میان میرحسین و خاتمی، به روشنی نمودار است.
به رغم تمام گشایشهای فوق، اصلاحطلبان برای حمایت از میرحسین، با دو تنگنا و دشواری نیز رو به رو خواهند بود: اول اینکه درصد بسیاری از رأی دهندگان کشور را جوانان زیر سی سال تشکیل میدهند که هیچ خاطرهای از میرحسین در ذهن ندارند و این شخصیت، بر خلاف خاتمی و کروبی، برای آنها گمنام و ناشناخته است؛ و دیگر اینکه بستر حمایت نخبگان و اندیشمندان از میرحسین کمتر از خاتمی است و متقاعد کردن این قشر برای حمایت از میرحسین زحمت بیشتری برای اصلاحطلبان دارد.

