تبليغاتX
شکسته فریاد

پیش از این نوشتم که به دلایل گوناگونی با نامزد شدن خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری مخالفم. البته معتقدم اگر خاتمی کاندیدا شود، نه به راحتی می­توان صلاحیتش را رد کرد و نه به آسانی می­توان در پیروزی­اش تردید نمود (برخلاف نظر برخی از مخالفان حضور خاتمی که در این دو مورد چون و چرا می­کنند). با این حال، دلیل اصلی مخالفت من این است که ورود خاتمی، اگر به هدف پیش بردن آرمان­های جریان اصلاحی است، ساختار سیاسی و شرایط اقتصادی و نابسامانی­های بنیادین کشور، امکان این امر را فراهم نخواهد کرد و فضا برای خاتمی در این زمینه، اگر از دوران ریاست جمهوری­اش بسته­تر نباشد، گشوده­تر نخواهد بود. اما اگر ورود او برای نجات کشور از وضعیت بحرانی موجود است، این توفیق هنگامی اتفاق خواهد افتاد که در لایه­های بالای نظام نیز چنین ضرورتی حس شود و پالس­های مثبتی را برای حضور مجدد خاتمی بتوان مشاهده کرد. در غیر این صورت، حضور خاتمی به دلیل تنش­ها و جبهه­گیری­هایی که به وجود خواهد آورد، کشور را در بحران­های تازه­تری فرو خواهد برد.

حال سؤال این است که اگر خاتمی نه، پس که؟ آیا کس دیگری هست که بتوان جبهه­ی اصلاحات را در حمایت از او متقاعد کرد و در عین حال حضورش تبعات منفی حضور خاتمی را نداشته باشد؟ به گمان من، جریان اصلاحات به دو شیوه و با دو رویکرد می­تواند وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری شود. یک رویکرد، که من آن را «رویکرد سلبی» نام می­نهم، این است که جریان اصلاحی با تمام هویت و مطالباتش و بدون ملاحظه­ی حساسیت­های جناح اقتدارگرا وارد صحنه شود و هدفش از این حضور، نه ورود به حاکمیت، بلکه استفاده از فضای انتخاباتی برای بازگویی آرمان­های اصیل جنبش اصلاحات و نقد بی­پرده­ی حاکمیت و بازسازی اعتبار اجتماعی خود باشد. در این صورت، بهترین گزینه برای کاندیداتوری عبدالله نوری است. نوری کسی است که از یک سو به دلیل نزدیکی و پیوندهایی که با امام خمینی داشته است، مورد اعتماد و احترام خط امامی­هاست، از طرف دیگر، به سبب گرایش­های فرهنگی و اقتصادی­اش، علاقه و حمایت طیف تکنوکراتی چون کارگزاران سازندگی را با خود دارد، و از دیگر سو، به سبب پایداری­اش در دفاع از توسعه­ی سیاسی و دفاعیه­ی تاریخی­اش در دادگاه، حمایت جدی اصلاح­طلبان پیشرو و طیف روشنفکر و دانشگاهی را به همراه دارد. به همین دلیل، می­تواند پس از سال­ها سکوت، به عنوان نماد و نمود تمام مطالبات جریان اصلاحی، قدم در صحنه بگذارد و چندین ماه، فضای کشور را دوباره تحت تأثیر موج اصلاح­طلبی قرار دهد و پس از حذف حتمی­اش از گردونه­ی انتخابات، اعتبار و اعتماد و سرمایه­ای تازه را در اختیار جریان اصلاحی بگذارد و خود نیز به عنوان یکی از راهبران مؤثر این جریان، حرکتی تشکیلاتی، ریشه­دار و نهادین را آغاز کند.

اما رویکرد دوم که من آن را «رویکرد ایجابی» نام می­گذارم، این است که اصلاح­طلبان به هر دلیلی بخواهند در مدیریت کشور صاحب نقش باشند و مشارکت در فرایند مدیریتی نظام را بر کسب اعتبار و سرمایه­ی اجتماعی ترجیح دهند. این رویکرد نیز البته دلایل قابل توجه و تأمل­برانگیزی دارد و به راحتی نمی­توان صاحبان چنین نگاهی را به فرصت­طلبی، قدرت­طلبی و تظاهر به اصلاح­طلبی متهم ساخت. به هرحال اگر اصلاح­طلبان به چنین تصمیمی برسند، به عقیده­ی من، بهترین گزینه برای نمایندگی این رویکرد در کارزار انتخاباتی، حسن روحانی است. روحانی کسی است که مارک و لیبل اصلاح­طلبی ندارد و حساسیت چندانی را در سطوح بالای حاکمیت ایجاد نمی­کند؛ با رهبری، نمایندگان کنونی مجلس، رئیس کنونی قوه قضائیه و به ویژه با رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مجلس خبرگان رابطه­ی گرمی دارد و نفوذ و قدرت مانورش به مراتب بیشتر از خاتمی است؛ چون عضو جامعه­ی روحانیت است و دوستی نزدیکی با بسیاری از چهره­های شاخص راست سنتی دارد، می­تواند حمایت آنها را جلب و یا دست کم جبهه­بندی جدیدی را در میان آنها ایجاد کند که در هر دو صورت به نفع جریان اصلاحی است؛ چه در زمینه­ی مدیریت داخلی کشور و چه در دیپلماسی خارجی، نگاهی عقلانی دارد و همین حد از عقلانیت برای خروج کشور از بحران فعلی کافی است؛ در عین حالی که پایگاه سیاسی­اش محافظه­کاری است، به دلیل رابطه­ی نزدیکی که با اصلاح­طلبان دارد، می­تواند تا حدود زیادی تقاضاهای مشارکت آنها در مدیریت کشور را پاسخ دهد؛ به لحاظ پرستیژ ظاهری و فن بیان نیز جاذبه­هایی مشابه با خاتمی دارد و می­تواند آن دسته از شهروندانی را نیز که به این مسائل اهمیت می­دهند، جلب کند؛ و در نهایت اینکه اگر به هر دلیلی، در انتخابات شکست بخورد، شکستش به معنای شکست اصلاح­طلبی نیست و فضای سنگینی برای اصلاح­طلبان ایجاد نمی­کند. می­ماند امکان رأی­آوری­اش که به عقیده­ی من، اگر سرمایه­گذاری و اجماع خوبی صورت بگیرد، با توجه به روند رو به صعود نارضایتی از دولت احمدی­نژاد و تعدد احتمالی کاندیداهای محافظه­کار در صورت نیامدن خاتمی، و احتمال کمتر سازماندهی تقلب انتخاباتی گسترده در مورد او، می­توان امیدوار بود که کرسی ریاست جمهوری را از آن خود کند.

نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 12:26 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin