تبليغاتX
شکسته فریاد

ترا‍ژدي غمبار توقيف مطبوعات، ديگر داستاني تكراري شده است كه گويا نه حاكميت از بازخواني و بازنويسي­اش خسته مي­شود و نه مطبوعات تصوري از پايان تكرار آن دارند. توقيف هم­ميهن، آن هم پيش از اينكه به پنجاهمين شماره برسد، نشان از اين دارد كه عمر مفيد روزنامه در جمهوري اسلامي از عمر مفيد مجاهد در رژيم  پهلوي هم كوتاه­تر شده است. مجاهدان پيش از انقلاب، گزاره شعارگونه­اي ميان هم رد و بدل مي­كردند كه "عمر مفيد يك مجاهد شش ماه است". گويا روزنامه­نگاران عصر جمهوري اسلامي نيز بايد بپذيرند و به همديگر بقبولانند كه عمر مفيد يك روزنامه منتقد در عصر جمهوري اسلامي دو ماه است.

بهانه­هاي توقيف نيز روز به روز به مرز فكاهه نزديك­تر مي­شود. جناب مرتضوي، دادستان كنوني و رييس سابق شعبه 1410 تهران كه شايسته عنوان شواليه توقيف مطبوعات ايران است، اگر روزي بهانه­هايش براي توقيف، تشويش و توهين و اشاعه فحشا و ... بود، امروز كار را به جايي رسانده كه چند ماه پس از ختم يك دادرسي مطبوعاتي و تبرئه مديرمسئول از سوي قاضي و هيئت منصفه، جريان دادگاه و دادرسي را به سبب حضور وكيل متهم به جاي خود او مخدوش خوانده، حكم به توقيف دوباره مي­دهد.

نمي­دانم آقاي حسينيان، قاضي دادگاه هم­ميهن و هيئت منصفه دادگاه كه در رأس آن حبيب الله عسكراولادي مسلمان نشسته است، چه واكنشي به اين توهين شرم­آور مرتضوي خواهند داد، اما بدون شك، تاريخ قضايي و دادرسي در ايران، تا ساليان سال، پديده مرتضوي را از ياد نخواهد برد.

نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 13:44 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin