بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
يوسف صانعي
12/4/1388
10رجب المرجب1430
دیروز صبح که در محل کار نشسته بودم، دلم کمی گرفته بود و نگران از آیندهی انتخابات، به کار روزانهام مشغول بودم. یک آن به ذهنم رسید که هم برای تفنن و هم برای تسکین دلشورهام، تفألی به حافظ شیرازی بزنم. دو بار این کار را انجام دادم و در هردو بار، خواجه پاسخی داد که هم سخت به دل نشست، و هم شوق و آرامشی لذت بخش را برایم به ارمغان آورد.
بار اول نظر حافظ در مورد میرحسین موسوی را پرسیدم؛ پاسخ داد:
آن یار کزو خانهی ما جای پری بود / سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
بار دوم پیش بینی خواجه را از نتیجهی انتخابات پرسیدم، گفت:
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت / باز آید و برهاندم از بند ملامت
یکی از عینیترین و ملموسترین ملاکهای ارزیابی کارنامهی دولتها بررسی شاخصهای اقتصادی است. اقتصاد به سبب ماهیت کمی و مبتنی بر عدد و رقمش، به تفسیرها و رویکردهای ایدئولوژیک و دیدگاههای سیاسی و فرهنگی وابستگی کمتری دارد و میتواند فارغ از هر حب و بغضی مورد مطالعه و سنجش قرار گیرد.
دولت نهم از ابتدای به روی کار آمدنش، همواره بر دغدغهها و مشکلات اقتصادی تأکید نموده و افشای باندهای نامشروع ثروتاندوزی و تحقق عدالت اجتماعی را سرلوحهی شعارهای خود قرار داده است. اما نگاهی به آمارهای رسمی اقتصادی در چهار سال گذشته نشان از این دارد که دولت محترم نهتنها در پیشبرد آن آرمانهای ارزشمند توفیقی نداشته است، بلکه به سبب سوء تدبیر و کارناشناسی مدیران اقتصادی دولت نهم، شاخصهای اقتصادی به مرزهای بحران و فاجعه رسیدهاند. آنچه در ذیل میآید نمونههایی تیتروار و گذرا از واقعیتهای اقتصادی دولت فعلی است:
ادامه مطلب...
چند روز پیش، به واسطهی همکار بودن و دوستی با یکی از اعضای حزب مؤتلفه، که البته انسان شریف و بزرگواری است، نشریهی «شما» ارگان این حزب به دستم رسید و مطالبش را گذرا مطالعه کردم. چهار پنج یادداشت و مقاله دربارهی میرحسین به چاپ رسانده بود که هرکدام تلاش داشت القا کند میر حسین اصولگرا نیست و این انگاره که بدنه ی اصولگرایان به او رأی خواهند داد، نادرست است. از این حساسیتها میتوان استنباط کرد که اقبال بدنهی اصولگرایان به میرحسین ظاهراً سران این جریان را نگران کرده است.
اما این نشریه یادداشتی داشت دربارهی انشعاب قریب الوقوع در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (!) که خیلی خوشمزه بود. نویسندهی گمنام یادداشت از منابع معتبری چون رجانیوز و کیهان (!) شاهد آورده بود که سازمان در آستانهی انشعاب است و به زودی جمعی از بدنهی سازمان به دلیل دیکتاتوری و استبداد سران آن (!) «مجمع مجاهدین انقلاب اسلامی» را راهاندازی خواهند کرد.
نکته ی خوشمزهتر این یادداشت آن بود که در دو مورد _ که احتمال اشتباه چاپی بودن را منتفی میکند _ نام دبیر کل سازمان «محمد سلامتیان» قید شده بود. با خندهی معنیداری به آن دوست مؤتلفهای گفتم لطفاً به این عزیز ناشناسی که این یادداشت را نوشته است بفرمایید وقتی که از زوایای پنهان و پشت پردهی یک گروه سیاسی مینویسد، مواظب باشد دم خروسِ بیخبری و ناآگاهی محضش اینچنین آبرویش را نریزد!